ملا شيخعلى گيلانى
37
تاريخ مازندران ( فارسى )
كوه تلدشت . در عهد او طبرستان و مازندران به تصرف ابو جعفر منصور دوانقى درآمده ، اعراب تسلط يافتند . سبب فتح طبرستان و مازندران اينكه ابو مسلم در عهد ابو العباس سفاح كه خليفهء اول است از آل عباس به ارادهء گزاردن حج عازم ديار عرب شد و نخست به آستان خلافت آشيان سفاح در مدينهء هاشميه كه در قديم « انبار » مىگفتند و يكى از مداين سبعه است رسيد و سفاح استقبال فرمود ، به عظمت هرچه تمامتر بار داد . ابو مسلم معروض داشت كه امسال امارت قافلهء حاج را به من تفويض نماى . گفت برادرم ابو جعفر قبل از تو اين خواهش كرده است ، و گرنه ملتمس تو مبذول مىشد . وى آزردهخاطر گشته ، نزد ياران اظهار كرد كه ايشان خود ملازم كعبهاند ، مىبايست كه اميرى حاج را امسال به من باز گذارند و روان شده يك منزل بر ابو جعفر پيشى گرفت و در آن سفر چهار صد قطار شتر مطبخ و بارخانهء ابو مسلم را مىكشيدند . منادى فرمود كه هيچكس از اهل قافله ديگ دربار نكنند . روزى دو نوبت بر خوان حاضر شده ، آنچه خواهند تناول نمايند و در حرمين نيز چندان خيرات از او صدور يافت كه او را امير حقيقى و ابو جعفر را امير مجازى گفتند . در رجعت ، ابو جعفر يك منزل بر ابو مسلم پيشى گرفت ، چون به بئر معونه رسيد ، خبر فوت ابو العباس سفاح شنيده ، مكث نمود تا ابو مسلم به دو ملحق شد . سفاح خوب صورت - ترين اهالى آن روزگار بوده . روزى در آئينه چهرهء خود را ديده از حق تعالى طلب عافيت و طول عمر كرد كه « اللهم انى لا اقول كما قال سليمان بن عبد الملك و انا الملك الشاب و لكنى اقول اللهم عمرنى طويلا فى طاعتك ممتعا بالعافية « 1 » » مقارن اتمام اين دعا ، از بيرون آواز شخصى شنيد كه با ديگرى گفت « اى فلان مدت ميان من و تو شصت و سه روز مانده است . » آن شخص گفت
--> ( 1 ) - روضة الصفا چاپ اول تهران ج 3 در ذكر رفتن ابو مسلم به زيارت كعبه .